نظام سنتی کشاورزی ایران در جریان اصلاحات ارضی که با محوریت بنهها (واحدهای تولیدی گروهی) عمل میکرد، دچار تغییرات گستردهای شد. بنهها به عنوان تشکیلات اجتماعی-اقتصادی نقش مهمی در تولید کشاورزی داشتند، اما پس از اصلاحات ارضی، به دلیل تقسیم زمینها و در برخی موارد عدم تمایل دهقانان به کار گروهی، این ساختار تضعیف شد. بیتوجهی مقامات به اهمیت بنهها نیز به انحلال آنها سرعت بخشید. از سوی دیگر، ایجاد شرکتهای سهامی زراعی و تعاونیهای تولید روستایی با هدف بهبود بهرهوری کشاورزی موجب تغییرات ساختاری در نظام مالکیت و بهرهبرداری شد. دهقانان حق فروش زمینهای خود را نداشته و به سهامداران تبدیل شدند. این امر منجر به کاهش مشارکت فعالانه دهقانان در کشاورزی و تشدید نابرابریهای اجتماعی شد. پژوهش حاضر، مبتنی بر روش تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی به واکاوی تأثیر اصلاحات ارضی بر ساختار اجتماعی و طبقاتی روستاهای ایران میپردازد. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که اصلاحات ارضی چه تأثیری بر ساختار اجتماعی و طبقاتی روستاهای ایران گذاشت؟ یافتههای تحقیق نشان می دهد که درمسئله اصلاحات ارضی، دگرگونسازی روابط سنتی و طبقاتی، احساس محرومیت نسبی وایجاد نارضایتی روستاییان را به همراه داشت. از یکسو، این تغییرات موجب وابستگی جدید روستاییان به نهادهای دولتی شد و از سوی دیگر، با تغییر بنیان و ترکیب طبقاتی روستاها، به فروپاشی نظام ارباب- رعیتی، استقلال رعایا، افزایش درآمد دهقانان و بهبود سطح زندگی آنان انجامید، هرچند برخی گروههای اجتماعی دچار ناامنی اقتصادی شدند.